از خودت خبر بیار

خرید بک لینک
با هم ازهر دری حرف زدیم، از زندگی شخصی تا روزای دانشجویی و خاطراتش... گاهی بین حرفامون بغض می کنیم و بعد دوباره حالمون رو گره می زنیم به حس خوب فضای کافه... بعد از خداحافظی، تصمیم می گیرم با بی آر تی برگردم، نه برای مرور خاطرات، صرفا به این دلیل که فکر می کردم از مترو خلوت تر باشه... اما همین که پامو میذارم تو ایستگاه بی آر تی روبه روی دانشگاه میشم همون دختر دان از خودت خبر بیار...

ما را در سایت از خودت خبر بیار دنبال می‌کنید

برچسب: خاطراتت,میشه,زندگی, نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 13:00

روز اولی که بهم معرفی مان کردند بعد از شنیدن اسمم گفت: هیچی دیگه... توی دلم گفتم چه نچسب!! روزهای بعد اما هرکس اسم سپیده را به زبان می آورد هر دو با هم رو به صدا کننده بر می گشتیم و بله پاسخ میدادیم، از یک جایی به بعد دیگران بین خودشان قرار گذاشتند که او را به نام خانوادگی و من را به نام کوچکم صدا کنند...روزها گذشت، با هم صمیمی شدیم و من از یادآوری هر بار خاطره رو از خودت خبر بیار...

ما را در سایت از خودت خبر بیار دنبال می‌کنید

برچسب: همرات,برو,دنبال,رویات, نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 13:00

صفحه بندی